تناسب فکری

تاثیر مغز درچاقی و راهکار تغییر آن

به نام خدای مهربان

سال های زیادی  از عمرم را در چاقی سپری کردم و به خوبی رفتارها، عادت ها و هر ویژگی مخصوص افراد چاق را به خوبی می دانم.

یادم میاد که هر وقت با غذا مواجه می شدم، تنها فکرم این بود که از اون غذا باید بخورم و تمام تلاشم این بود که تاجایی که ممکن بود از اون غذا بخورم و جالبه که هربار دلیل قانع کننده ای برای این رفتارم داشتم.

یکبار دلیلم این بود که پولش رو دادم باید همش رو بخورم، اصراف میشه

بار دیگر بخاطر مهمانی رفتن بود و با خودم می گفتم هر شب که مهمانی نداریم

مرتبه بعد چون سوغات شهر دیگه ای بود و هر روز که از اینها در دسترسم نیست که بخوام بخورم

و هر بار بهانه ای برای تکرار پرخوری داشتم

وقتی اضافه وزنم بیشتر شد و به بحرانی بودن شرایط پی برده بودم به فکر متناسب شدن بودم و تنها راهی که سراغ داشتم رژیم گرفتن بود.

چون علت چاقی را پرخوری میدانستم و البته ژنتیک که نقش مهمی در ذهن من بعنوان دلیل چاقی داشت

بارها برنامه های رژیمی مختلفی را تهیه می کردم و با انگیزه و اشتیاق شروع به اجرای آن برنامه میکردم و معمولا دو سه روز اول خیلی عالی و با اشتیاق ادامه میدادم ولی به مرور انگیزه و اشتیاقم کم میشد و دیگه ادامه دادن رژیم برام سخت و طاقت فرسا می شد  و در نهایت رژیم رو رها میکردم و به خوردن و سبک زندگی قبلی خودم بر میگشتم

خیلی وقت ها پیش می اومد که با اینکه تازه غذا خورده بودم و سیر بودم ولی به محض مواجه شدن با مواد غذایی شروع به خوردن میکردم و بعد از خوردن احساس عذاب وجدان پرخوری مرا اذیت میکرد.

همیشه برام جای تعجب بود که چرا بعد از خوردن غذاب وجدان می گیرم و با خودم میگفتم اگه قبل از خوردن این عذاب وجدان ایجاد میشد خیلی عالی بود و دیگه من پرخوری نمیکردم و هر بار که پرخوری میکردم بعد از کلی سرزنش خودم تصمیم میگرفتم که دیگه درست رفتار کنم

اما این تصمیم حتی به مرحله بعدی هم نمی رسید و در حد همون تصمیم سالها باقی موند

همیشه عدم توانایی در کنترل خوردن را به دلیل بی عرضه بودن یا ژنتیکی بودن چاقی و دلایل دیگه میذاشتم و هیچوقت به این فکر نکرده بودم شاید مغز من در این فرایند نقشی داشته باشد.

به لطف خدا وقتی با موضوع لاغری با ذهن آشنا شدم و تصمیم گرفتم از این طریق به جسم ایده آل خودم برسم آگاهی فوق العاده ای به من داده شد و موضوع چاقی به شکل کاملا واضح برایم روشن شد و به لطف خدا تونستم به تناسب اندام ایده آلم برسم و لذت این طریق متناسب شدن به حدی بود که تصمیم گرفتم به هر کسی که رویای لاغری داره طریق لاغری از طریق جسم را آموزش دهم و به لطف خدا دوره فوق العاده ورود به سرزمین لاغرها آماده شد.

در این فایل فوق العاده درباره نقش مغز در چاقی توضیح داده ام و راهکار ایجاد تغییر در نقش مغز را با شما دوستان خوبم به اشتراک گذاشته ایم

امیدوارم با استفاده از این آگاهی تصمیم قاطع برای حرکت در مسیر لاغری با ذهن بگیرید و رویای لاغری خود را خلق کنید.

رضا عطارروشن

 

تاثیر مغز درچاقی و راهکار تغییر آن (تصویری)


 

تاثیر مغز درچاقی و راهکار تغییر آن  (صوتی)

 

4 دیدگاه
  1. روز چهارم .
    سلام .
    من امروز لاغر و لاغرتر از هر روز هستم .
    اندام من زیبا و عالیست .
    من تنها به اندازه ی نیاز بدن خود غذا مصرف میکنم .
    خوردن دیگر تفریح و لذت من نیست .
    من به انضباط فکری رسیده ام و روز به روز به اندام ایده آلم نزدیک و نزدیکتر میشوم .
    لاغری حق من از زندگیست و من این حق را تا آخر عمرم برای بدنم حفظ میکنم .
    خدایا بابت این اتفاق عالی سپاسگزارم . سپاسگزارم سپاسگزارم .

    0
  2. روز سوم
    سلام .
    امروز آغاز شده است .
    در امنیت خاطر
    و آسودگی روان
    خدایا بابت هدایایی که تااکنون به من دادی شکر
    امروز نیز هدیه ی توست .
    امروز را هم چون روزهای گذشته در لاغری زندگی خواهم کرد .
    من لاغر و سالم و زیبا و جوان و شاداب هستم .
    امروز روز جدیدیست که امروز هم لاغری را انتخاب میکنم .
    لاغرشدن انتخاب من است .
    آنقدر تناسب را به خودم تلقین کردم که اندامم متناسب شد و حالا لاغر شدن را تلقین میکنم .
    من لاغر سالم هستم .
    من عاشق لاغر شدن هستم .
    چون لاغر شدن یعنی سبک شدن یعنی همسو شدن جسم و روح .
    روح سبکبال است .
    هرچقدر جسم نیز سبکبال شود با روح یکسان میشود .
    من سبک هستم به سبکی پر قو .
    من سبکبالم .

    0
  3. سلام .
    روز دوم
    امروز روز دومیه که دوباره نوشتن در اینجارو شروع کردم .
    آزادی حق مسلم هر انسانیست .
    سرزمین لاغری جاییست که هر انسانی در اون احساس امنیت و آزادی داره .
    جایی فراسوی تفکرات . جایی فرای ذهن .
    جایی که سراسر آرامشه .
    جایی که همه چیز هست و هیچ چیز نیست .
    جایی که هدایت افکار از اون نقطه میسره .
    جایی که به بی نهایت وصله .
    جایی که نه شروع داره نه پایان .
    جایی که میشه هر نقطه ای از اون رو آغاز حرکت دونست و از اونجا دوباره خود را ساخت .
    این خودسازی میتونه هر روز انجام بشه . تمام افکار و گفتار و رفتار و عادات گذشته رو در این سرزمین رها میکنیم تا اثر جاذبه اش از بین بره و از انسان میخوایم تا از قدرت انتخابش استفاده کنه .
    انتخاب افکار
    انتخاب احساس
    انتخاب گفتار
    انتخاب رفتار
    انسان تو حق انتخاب داری . کوله بارت رو در دریای بخشش و رحمت و نور الهی ریختی . هر عادتی که صحیحه بردار و هر عادتی که باید ترک بشه رو رها کن و امروز روزت رو در عادات صحیح بگذرت .افکار و گفتار و رفتارهای جدید و به روزآوری شده هم هست . تو در انتخاب همه ی اینها آزادی .
    اما تو طالب خوبی هستی . چون خداوند گل انسان رو بر مبنای فروتنی و خضوع آفریده . فرشته ی انسانی رو بر مبنای گرایش به نور آفریده و شیطان انسانی رو بر مبنای گرایش به عدم نور آفریده . روح انسانی هم که خودبرتر توست و بودن تو در این مکان یعنی ادراک وصل شدن به تمام هستی هم گرایش به خدا با تمام صفاتش داره .
    ای انسان تو مجموعه ای از کل هستی هستی .
    پس انتخاب کن که در کوله بارت تا آخر شب چه برمیداری .
    هنگامی که خواب هستی تو در سرزمین آزادی و رهایی سرزمین خودبرترت سرزمین نور در حال پاکسازی هستی و هرگاه که از خواب برخاستی به تو حق انتخاب داده شده تا برداری و روزت را در نعمات آغاز کنی .
    چه میخواهی برداری ؟
    من فاطمه سادات انسانی از انسانهای روی زمین هستم که خداوند تاج بندگی خودش را برسر من نهاد و به من از روح خود دمید .
    خداوندا سپاسگزارم .
    من انتخاب میکنم تا هنگام خواب تا جایی که در توان دارم آگاهانه افکار و گفتار و رفتار صحیح را انتخاب کنم تا عادات غلط گذشته را به مرور تغییر دهم . تا جایی که در توان دارم میکوشم و جایی هم که طبق عادات گذشته فکر کردم و یا رفتار کردم خودم را میبخشم و از نو شروع میکنم . بخشش الهی نقطه ی شروع حرکت است و من هر لحظه میتوانم دوباره شروع کنم تا عادات جدید و خوبی که برای خودم ساخته ام بر عادات چندین ساله ی گذشته غلبه کند .
    هر روز روز جدیدیست و هر لحظه شروع حرکتی نو .
    تا آخر شب تمام سعیم را خواهم کرد تا بیشتر در نیروی حال باشم تا عادات گذشته را پاکسازی و عادات نو را خلق کنم .
    حال سرزمین آفرینش انسانی نو است و این آفرینش هر لحظه اتفاق میفتد با این تفاوت که اکنون من به این آگاهی رسیده ام که هستی در دستان منست فقط کافیست در اکنون حضور یابم و لحظات بیشتری را با این هستی در ارتباط باشم .
    اکنون زمانیست که من انتخاب میکنم تا به مرور عادتم شود .
    خدایا از تو سپاسگزارم .
    از این نیروی حال استمداد میگیرم گذشته ام را میبخشم و نیروی بخشش حال را به گذشته هدیه میدهم و باز هم از نیروی حال استمداد میگیرم و نیروی امید را به آینده هدیه میدهم .
    بخشش و امید دو نیروی عظیم از حال هستند که در جهت مثبت اندیشی و گفتار مثبت و رفتار مثبت جریان دارد .
    پس امروز سه انتخاب دارم که همه هدیه ی حال است .
    بخشش . حال (هستی) و امید .
    سه نیروی که عمیق شدن در نیروی حال و یا فرذهن و یا اصل آفرینش به من هدیه داد .
    من انسانی از این سرزمین هستم .
    تو انسانی از این سرزمین هستی .
    همه ی ما انسانهایی از این سرزمین هستیم .
    پس همه با هم یگانه ایم
    و میتوانیم از نیروی حال بهره بگیریم .
    نیرویی که مارا به فراوانی امنیت هدایت ایمان عشق امید آرامش محبت و هزاران بی کرانه ی دیگر هدایت میکند .
    ما همه از این سرزمینیم .
    خداوندا تو را سپاس می گویم که به ما آگاهی دادی تا زندگی خود را هر لحظه از نو بسازیم .
    خدا سپاسگزارم .دوستت دارم .

    0
  4. سلام .
    روز اول :
    نکته ی آموزشی در این فایل :
    به دنبال یادگیری لاغری باشیم نه تحمیل لاغری .
    سوال:
    استاد من با یه چالش روبرو شدم :
    حدودا یکماهه پیش دکتر برام آمپولی رو تجویز کردن که یکی از عوارضش چاقی بود .
    البته تاثیر آمپول سه ماهه و یکماهش گذشته
    اما چیزی که میدونم این هست که اگه آمپول عوارض چاقی هم داشته باشه چیزی که روشنه اینه که نهایت دو یا سه کیلو وزن منو زیادتر کنه و اونم به راحتی بعد از رفتن اثر دارو از بین میره . اما چیزی که ذهنم برام میسازه اذیتم میکنه . انتظار چاق شدن داره منو چاق میکنه . انگار که ذهنم یه بهانه گیر آورده که هی به من بگه دیدی آمپوله داره چاقت میکنه . یاداوری این چاقی هست و هی منو به چاق شدن بیشتر دعوت میکنه . در حقیقت یک درصد دارو در چاقی من نقش داشته باشه اما ۹۹ درصد ذهنمه که داره فرمان چاقی میده .
    همین الان ببینید در همین جملات چقدر از کلمه ی چاقی استفاده کردم .
    این یعنی ترس پنهان از چاق شدن دوباره
    ترسی که ریشه در ناخوداگاه داره و حالا رو آمده .
    به نظرتون با این چالش چطور برخورد کنم ؟
    پاسخ :
    ذهن خودم اینو میگه اگه بپذیریم تا حدی دارو اثر چاق کنندگی داشته باشه زورش اونقدر نیست که یهو ده کیلو اضافه کنه و این قدرت توهم سازی ذهن توست که داره ده کیلو اضافه وزن رو برای تو به راحتی آب خوردن میکنه تا جسمت سریع به اون برسه و چون این حالت مطابق الگوهای گذشته است این توهم سازی برای ذهنت خیلی راحته چون طبق عادات گذشته اش هست .

    بنابراین راهکاری که میشه این مانع رو برداشت در زیر به صورت فهرست وار میگم
    ۱- پذیرفتن اثر دارو
    ۲- تصمیم قاطع برای لاغر شدن در همین شرایط
    ۳- جلوگیری از هرگونه مبارزه
    ۴- از آنجا که لاغری و چاقی بدن واکنش به کنش ذهن است باید توجهم را بیشتر معطوف به کنش ها کنم تا واکنش ها خودبخود اصلاح شود . یعنی رفتارهایی که آگاهانه و راحت برای لاغری میتونم انجام بدم رو با آگاهی بیشتری انجام بدم تا رفتارهای ناآگاهانه به سمت لاغر شدن گرایش پیدا کنند .
    ۵- لاغر شدن را بیشتر و بیشتر برای خودم راحتتر کنم .
    در یک ویدیو فرمودید فقط بگید من میخوام ده گرم ده گرم کم کنم .
    کم کردن ده گرم تصویر راحتی لاغرشدن را در ذهن راحتتر میکند.
    ۶- سعی کنم به خصوص در این سه ماه ورودیها روبیشتر کنترل کنم تا ذهنم رو قلقک ندم برای خوردن بیشتر .
    ۷- فایلهای شمارو بیشتر گوش بدم .
    ۸- سعی کنم حواسم رو به جای توجه کردن به اثر جانبی دارو به خود دارو ببرم که برای سلامتی من در نظر گرفته شده . اون دارو بیماری منو در همین یکماه خیلی بهتر کرده حالا چرا من هی گیر دادم به اثر جانبی . توجه به لاغرشدن رو بیشتر کنم .
    ۹- وانمود کردن لاغری بیشتر به خودم تا تاثیر ذهن منفی باف رو خنثی کنم .
    منفی باف میگه اگه توی این سه ماه اصافه وزن پیدا کردی چی الانم که یکماه گذشته میبینی داره کم کم اثر میکنه بهش بگم اگه توی همین سه ماه حقیقتا کاهش وزن داشتم چی .
    ۱۰- رابطه ی بیشتر با فرشته ی درونی مثبت اندیش و مثبت نگر و مثبت گو .
    من روز به روز دارم لاغر و لاغرتر میشم .
    امید من به لاغری در این شرایط هم روز به روز بیشتر میشه چرا که اگه بتونم سر بلند از این سه ماه بیام بیرون خاطره ی عالی در این سه ماه برای خودم میسازم .
    منفی باف میگه نمیتونی کشش ندارم ادامه بدم من میخوام چاق بشم چاقی برام راحتتره ولم کن من میخوام بخوابم حوصله ی پیاده روی ندارم دلم میخواد بخورم چرا جلومو میگیری . من میخوام چاق بشم . دیگه نمیتونم به لاغر شدن ادامه بدم .لاغری سخته . حوصله ندارم . سختمه .
    فرشته ی درونی میگه. مگه من چه تحمیلی در این مدت کردم که میگی سخته . من فقط سرزمین لاغری رو بهت نشون دادم و راهش رو . بقیه اش رو خودت خواستی . یه وقتهایی خوب عمل کردی و موفق تر بودی و یه وقتهایی نه . اما در مجموع حرکتت خوب بوده من فقط میخوام که تو بدونی این توهمیست که تو از اثر دارو در ذهنت ایجاد کردی ‌. تو به دارو بیش از حد قدرت دادی دارو نهایت نهایتش فقط یک کیلو یا دو کیلو در عرض سه ماه قدرت داشته باشه اما به خدا خودتی که داری خودتو چاق میکنی . تو داری چاقی رو انتخاب میکنی . آگاه باش هوشیار باش . نا امید نشو بلند شو . تویی که به دارو قدرت دادی . تویی که باور کردی که دارو روند کاهش وزنت رو متوقف میکنه و رو به بالا میکنه . در حالیکه حقیقتا اینطور نیست . باور اصلی اینو میگه که تو باید قدرت رو در دست بگیری . به لاغر شدن توجه کنی . لاغرشدن رو دوباره انتخاب کنی . به باورهای لاغر کننده پر و بال بدی . هر باوری که لاغری رو برات آسونتر میکنه بیشتر بها بدی . به خدا راحته دیدی در این مدت ۲۰ کیلو کاهش داشتی خودت دیدی پس بازم میتونی ادامه بدی . تو لایق لاغری هستی . لاغری برازنده ی توست . رسیدن به لاغری که کاری نداره . مثل آب خوردنه . نترس . ادامه بده . به ترست وارد شو . از لاغری نترس . لاغری راحته . این لاغری با لاغری در روزهای گذشته فرقی نداره . با شجاعت اقدام کن . اصلا لزومی نداره کاری انجام بدی اما تو مثل همیشه به ترست غلبه میکنی . چون تو شجاعترینی . تو با شجاعتت همونطور که به ترسهای گذشته ات وارد شدی و لذت شجاعت رو چشیدی بازم میتونی این بار هم موفق و سربلند بیرون بیای .
    تو از درخت بالا رفتی کاری که هرگز در عمرت نکرده بودی . چقدر لذت بردی همین سیزده بدر بود یادته . لب رودخانه راه رفتی بدون اینکه بترسی . به مسافت زیاد فقط دویدی و حس رهایی سبک شدن از لاغری رو چشیدی . کارهایی که هرگز نکرده بودی . میخوای این خاطرات خوش رو کنار بزاری . تو سبک شدی که میتونی بدوی . تویی که دوباره خاطرات کودکی رو برای خودت زنده کردی دوباره میخوای بری از این سرزمین .
    تو شجاعت داری . بلند شو . تو توانایی فوق العاده ای داری . تو شجاعت فوق العاده ای داری . این بار هم به ترست وارد شو و این باور کم جون رو از ذهنت پاک کن . تو خودت خواستی که لاغرشدی . پس بازم بخواه . هیچ مانعی سر راهت نیست . این بار هم این مانع رو کنار بزن و بلند شو و با عشق ادامه بده . تو توانمندترییینی . لاغری کمترین هدیه و دستاوردیست که تو به دست میاری . دو ماه باقیمانده و تو میتونی بازم اثبات کنی که صاحب سرزمین لاغری برای جسمت هستی . پس بمون در این سرزمین سبز پر از لذت پر ازرهایی . اینجا بهشتیست که خودت باید موندن رو انتخاب کنی . نترس . از اینجا به دارو نگاه کن چی میبینی . ببین دارو خیلی کوچیکه دارو هیچی نیست دارو نعمتیه که فقط اومده تا کمکی به جسمت کرده باشه . تو اصلی . اراده ی تو اصله . تویی که به دارو قدرت دادی تا خوبت کنه . پس خوبیش رو بگیر اما قدرت بهش نده . قدرت منفی رو از روش بردار قدرت مثبتش رو نگاه کن . این دو ماه تموم میشه و خبرهای خوش در راهه . تو امسال به آرزوی دیرینه ات میرسی . توی همین بهشت . تو لایق این بهشت زیبا و با طراوتی . به ترست وارد شو و بزن نابودش کن و دوباره با عشق همیشگی هر روز را در لاغری زندگی کن . لاغری آسانترین کار دنیاست . رخوت در تو وجود نداره تویی که بهش قدرت دادی . شادی است که در تو وجود داره . ببینش . از اینجا ببین توی دستاته ببین در قلبته در خودته . شادی رو ببین . رخوت وجودخارجی نداره چیزیه که به خاطر توجه نکردن به شادی در تو پدید اومده . بلند شو . تو صاحب شادی هستی شادیست که حقیقت داره . برازندگیست که حقیقت داره . زیباییست که حقیقت داره . اینا برای توست . تاریکی از خودش وجودی نداره به خاطر پشت کردن به نور تاریکی پدید میاد . جهتت رو تغییر بده . توجه کن به لاغریت . بنویس . بیشتر بنویس . همینجا بنویس تا دوباره بتونی این روزها رو سپری کنی . با خودت عهد ببند هر روز بنویسی تا این دو ماه بگذره و به خودت نشون بدی که دیدی تونستی . دیدی شد .
    من لاغری را انتخاب میکنم .
    من ماندن در سرزمین لاغری را انتخاب میکنم .
    هر روز در این جا می نویسم تا مدار گفتگوهای درونی ذهنم بر مدار لاغری استوار بمونه تا واکنشش بشه لاغری جسم .
    این دو ماه هر روز اینجا مینویسم . چون اینجا باورم هست .
    چون از این نوشتن نتیجه میگیرم . چون در طول روز گفتگوهای ذهنم تغییر میکنه و گفتگوهای ذهنی که در مسیر لاغری باشه واکنشها اصلاح میشن .
    خدایاااااا شکرت . شکرت . شکرت .
    من تعهد میکنم که به ترسم وارد میشم و این دوماه با شجاعت گفتگوهای منفی ذهنم رو هر روز تبدیل به گفتگوهای لاغر کننده میکنم .
    چون من لایق لاغر ماندن هستم .
    من لایق لاغری بیشتر هستم .
    این دو ماه هم مثل روزهای گذشته است .
    فرقی نکرده .
    من همان فاطمه هستم با همان ذهن و میل فراوان به مثبت اندیشی .
    چون این مثبت اندیشی است که دوام دارد چون حقیقت است و بر تمام وجود من جاریست .
    واقعا هیچ کاری نداره گفتگوهای ذهنی رو تغییر دادن .
    این دوماه اتفاقا لاغر شدن راحتتره چون من مراقبتم بیشتر میشه . آگاهیم به خودم و واکنشهام بیشتر میشه و آگاهانه میتونم رفتارهام رو هدایت کنم .
    اتفاقا این دو ماه من راحتتر میتونم در سرزمین لاغری زندگی کنم . در سرزمین شادی . در سرزمین تفکر .
    آره اتفاقا خیلی راحتتر این دو ماه میتونم به روند لاغریم ادامه بدم .
    وای چقدر عالی .
    چقدر عالی .
    من تعهد میکنم که هر روز بنویسم و گفتگوهای ذهنیم رو با نوشتن هدایت کنم سمت لاغرشدن .
    لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .
    لاغر شدن لذتبخش ترین کار دنیاست .
    لاغر بودن حق اندیشه ی منه .
    گردش بر مدار لاغری حق ذهن منه و نوشتن این امکان رو برام مهیا میکنه تا گردش مدار فکرم رو در جهت لاغری نگه دارم .
    فکرم که در لاغری بچرخه واکنش رفتار من بر مدار لاغری میفته .ناخوداگاه دیگه میلم کم میشه که همین حالا با یک بار نوشتن این اتفاق افتاد . با دیدن فایل شما رخ داد . خدایا چقدر شیرینه دنیای لاغری . چقدر شیرینه یادگیری لاغری . وقتی بدونی باید چیکار کنی چقدر شیرینه حل مساله .
    مساله ای که خودم برای خودم طرح کردم و پاسخش عالی هدایتم کرد دوباره سمت لاغرشدن .
    نمره ی خودم به خودم بیسته .
    آفرین فاطمه .
    آفرین که انقدر شاگرد زرنگی .
    استاد میشه شما هم لطفا به این نوشته نمره بدید ؟
    البته من مدام در حال مرور درسهام هستم واسه همینه هنگام امتحانات سربلند بیرون میام .
    خدایااااا شکرت

    0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

314 comments