داستان لاغری

لاغری

سلام دوستان خوبم

امیدوارم که شاد و در مسیر متناسب شدن باشید

نوشتن درباره تجربیات لاغری تاثیر زیادی در افزایش انگیزه شما برای ادامه دادن این مسیر رویایی دارد،

همچنین مطالعه نوشته افرادی که در مسیر لاغری هستند می تواند انگیزه افرادی که هنوز عزم تغییر تکرده اند و قدم در راه شگفت انگیز متناسب شدن نگذاشته اند را افزایش دهد

از شما دوستان توانمندم که تصمیم شجاعانه خود برای متناسب شدن را گرفته اید و قدم در راه گذاشته اید درخواست میکنم تجربیات شیرین خود از متناسب شدن را در قالب داستان ثبت کنید تا هم خود را سرشار از شور و اشتیاق برای ادامه دادن کنید و هم به دیگران این امید را بدهید که آنان هم می توانند خالق رویای متناسب شدن خود باشند

از توجه شما سپاسگزارم

ارادتمند شما: رضا عطارروشن

8 دیدگاه
  1. ندا معتمد 2017/12/21 در 16:54 پاسخ

    ندا(زندگی):
    طولانیترین شب سال:

    پدر بخانه می آید،دستهایش از سرماو یخبندان چون قالبی یخ است انگشتانش چونان چوبی خشک و بی حس شده و در دست پاکتهای مملو از انار و اجیل و باسلوخ را به دالان گذاشته به سرعت با هندوانه ایی و کدویی بازمیگردد

    سرما و یخبندان بیداد میکند
    مادر بسراغ خوراکیها رفته و چنان تشکری از پدر میکند که گویی همه را مال اوست?

    خواب الوده و مملو از هیجانی که همچنان در دل میپرورم ،چشمانم را از کرسی داغ وچوبی به ارامی میچرخانم ونگاهی دزدکی بسوی خوراکیهای شب یلدا میکنم و هزار بار تماشایشان میکنم و انتظاری زیبا میکشم تا شب طولانی فرا برسد و بهرمند از الطاف خدایی باشم که به دستان پر تلاش پدرم و قلب مهربان مادرم برمن ارزانی داشته
    شب طولانی سال ،ایرانیان اصیل و باستانی را بکاام میگیرد و لبخندی برسم سنتهای زیبا و دیرینه برلبها نقش میبندد
    جمع ها فامیلی و خانواده ها صمیمی و گرم بر هم عشق روا میدارند
    سیبهای براق قرمز رنگ در کنار اناری که میوه بهشتیست خوددنمایی میکند
    کودکی ام را با گاز زدن به سیبی خوش آب و رنگ و خندیدن همبازیهایم به نقش خاطره میزنم

    شبهای یلدا همیشه شبهایی طولانی از عشق بوده

    ایرانیان برسمی شیرین و دلچسب در هر سنی و هر شرایطی چه زن باشد و چه مرد رنگی از عشق میافریند و شبی بیاد ماندنی بر دفتر خاطرات زندگی حک میکند?

    شاد باشید و همواره عشقتان یلدایی باشد تمام نشدنی❤️

    4+
  2. شاهوار (فرشته نجات) 2017/12/21 در 23:55 پاسخ

    یادم میاد از شب یلدای پارسال من با یک ذهن وباور اشتباه چکار کردم با بدن ام اون شب ،شام مفصلی ،اجیل که نگو ومیوه ها متنوع ،هندوانه که نگو کلی خوردم ،همش به فکر خوردن بودیم فکر نمی کردم که این بدن سیر شده باز می خوردم تا حد خفه گی ، خانه پدرم بودیم همه جمع شده بودیم وبگو بخند وبخور بخور اما الان فکر می کنم من از همه پیشتر خوردم اخه خوردن را لذت وتفریع می دانستم ،
    چند روز جلو تر به فکر تدارکات شب یلدا بودیم
    اما امسال اصلا به فکر مواد خوراکی نیستم وفقط به پدرم گفتم ما میام خانه تان شب یلدا گفت بیاید ،ذهن وباورم را ترمیم کردم تا با عشق به خود به تناسب اندام برسم دیگه مواد غذایی را به چشم تفریع ولذت نگاه نمی کنم فقط برای رفع نیاز بدن با عشق می خورم وهر زمانی سیر بشم دست می کشم از غذا خوردن حال که انواع غذا ها وتنقلات جلوی من باشه برام مهم نیست چون باور دارم این مواد غذایی اضافه بر سازمان در جسم من به صورت ومواد زائد تبدیل شده ودر انواع اجزایی بدن من جا پیدا می کنه وبدن من را نامتناسب می کنه،
    الان دارم به صورت خیلی مطمن وبا احساس شاد از روی یک ذهن وباور درست راجب پیرامون ومواد غذایی اطراف ام فکر می کنم وبا عشق به خود دارم همین جسم را ارام ارام به تناسب اندام می رسانم واصلا هم هیچ ترس وعجله ای ندارم چون من دیگه اون ادم گذشته نیستم ،هدفی را انتخاب کردم واز روی ریشه ای دارم در مسیر خوب ان هدف ام با انرژی مثبت ومضاعف قدم بر می دارم وتغییرات کاهش وزن را در جسم خودم به صورت کلی دیده ام انگیزه ام دوچندان شده برای رسیدن به تناسب اندام همیشگی خودم وهمینجور ادامه می دهم در امداد مسیر تناسب اندام تا به رویاهای خودم برسم

    همین لحظه شب یلدای سرشار از عشق ومحبت را برای همه جویندگان تناسب اندام ارزو می کنم در کنار خانواده های عزیز ومحترمتان شاد شاد باشید

    ان شاالله امشب هزاران شبنم سازی بکنید برای خودتان از طرف خود واطرافیان عزیزتان و به منفی های که گفته میشه اصلا فکر وذهن خود را خراب نکنید واز مثبت گویای ها نهایت لذت را ببرید وهمسو باشید برای رسیدن هدف بالای خودتان

    3+
  3. یادم میاد از شب یلدای پارسال من با یک ذهن وباور اشتباه چکار کردم با بدن ام اون شب ،شام مفصلی ،اجیل که نگو ومیوه ها متنوع ،هندوانه که نگو کلی خوردم ،همش به فکر خوردن بودیم فکر نمی کردم که این بدن سیر شده باز می خوردم تا حد خفه گی ، خانه پدرم بودیم همه جمع شده بودیم وبگو بخند وبخور بخور اما الان فکر می کنم من از همه پیشتر خوردم اخه خوردن را لذت وتفریع می دانستم ،
    چند روز جلو تر به فکر تدارکات شب یلدا بودیم
    اما امسال اصلا به فکر مواد خوراکی نیستم وفقط به پدرم گفتم ما میام خانه تان شب یلدا گفت بیاید ،ذهن وباورم را ترمیم کردم تا با عشق به خود به تناسب اندام برسم دیگه مواد غذایی را به چشم تفریع ولذت نگاه نمی کنم فقط برای رفع نیاز بدن با عشق می خورم وهر زمانی سیر بشم دست می کشم از غذا خوردن حال که انواع غذا ها وتنقلات جلوی من باشه برام مهم نیست چون باور دارم این مواد غذایی اضافه بر سازمان در جسم من به صورت ومواد زائد تبدیل شده ودر انواع اجزایی بدن من جا پیدا می کنه وبدن من را نامتناسب می کنه،
    الان دارم به صورت خیلی مطمن وبا احساس شاد از روی یک ذهن وباور درست راجب پیرامون ومواد غذایی اطراف ام فکر می کنم وبا عشق به خود دارم همین جسم را ارام ارام به تناسب اندام می رسانم واصلا هم هیچ ترس وعجله ای ندارم چون من دیگه اون ادم گذشته نیستم ،هدفی را انتخاب کردم واز روی ریشه ای دارم در مسیر خوب ان هدف ام با انرژی مثبت ومضاعف قدم بر می دارم وتغییرات کاهش وزن را در جسم خودم به صورت کلی دیده ام انگیزه ام دوچندان شده برای رسیدن به تناسب اندام همیشگی خودم وهمینجور ادامه می دهم در امداد مسیر تناسب اندام تا به رویاهای خودم برسم

    همین لحظه شب یلدای سرشار از عشق ومحبت را برای همه جویندگان تناسب اندام ارزو می کنم در کنار خانواده های عزیز ومحترمتان شاد شاد باشید

    ان شاالله امشب هزاران شبنم سازی بکنید برای خودتان از طرف خود واطرافیان عزیزتان و به منفی های که گفته میشه اصلا فکر وذهن خود را خراب نکنید واز مثبت گویای ها نهایت لذت را ببرید وهمسو باشید برای رسیدن هدف بالای خودتان

    2+
  4. سلام منم امسال یلدای متفاوتی داشتم هرسال تا مرز ترکیدن بایدمیخوردم یعنی شام که میخوردم تا انتهای گلو چسبیده به دهن بعد از همه خوراکیهایی که خریداری شده بود باید میخوردم و شب موقع خواب هم باید یا عرق نعناع میخوردم یا کلا نمیخوابیدم از دل درد و مدام میگفتم کاش نمیخوردم دارم میترکم اما امسال شام خوردم و الان با اینکه همه چی هست و همه اصرار میکنن و مدام میگن زهرا بخور میگم جا ندارم فردا میخورم مامانم میگه امشب مزه دیگه داره فردا اینجوری مزه نمیده و منم میگم بابااااا نمیخورم ????و همه منو ?????نگاه میکنن چون تعجب کردن خودشون میخورن و من نشستم و نگاهشون میکنم????و الانم دارم میخوابم خیلی سبک و خوشحال

    4+
  5. باسلام
    سال گذشته كه با اين دوره آشنا نشده بودم،خودم باسلوق درست كردم.كلي خوراكيهاي رنگارنگ كه داشتيم رو در ظرف ريختم،هندوانه و انار دون شده و پاپ كورن و ميوه…..خيلي چيزا سرسفره گذاشتم.خيلي خوردم.هي به همسرم تعارف ميكردم و از همه خوراكيها بخوره.
    اما امسال حتي حال پهن كردن سفره هم نداشتم.
    وقتي ديدم همسرم منتظر خوراكيهاي شب يلداست،سفره پهن كردم و خواكيهاي اين شب رو چيدم.چيپس و پفك هم گذاشتم.لبو هم گذاشتم.
    پاپ كورن و باسلوق درست نكردم.
    به اندازه نيازم از بعضي خوراكيها خوردم حتي شايد كمتر.
    خوشحالم كه به خوردن مواد غذايي به عنوان تفريح نگاه نميكنم.

    3+
  6. سلام به استاد عزیز و گرامی?????

    سلام به دوستان متناسب و عزیز تالار ????

    امسال واقعا یلدایی متفاوت و بینظر از نظر حس خوب رفتاری برای من و دخترم بود?

    دیروز همسرم یک بستنی لیتری برای شب یلدا گرفته بود.چون دخترم قبلا خیلییییییییییی بستنی دوست داشت .خیلی که میگم یعنی امکان نداشت بره بیرون و بدونه بستنی بیاد خونه .منم مقداری لبو پخته بودم و کمی آجیل و انار دون کرده برای شب آماده کردم

    شب یلدا شد و من آجیل و انار رو داخل ظرف ریختم و آوردم

    دخترم دو تا قاشق انار و چند تا دونه آجیل برداشت و گفت برای من کافیه میل ندارم

    همسرم با تعجب نگاه میکرد.گفت دخترم بستنی و لبو چی???
    تو که عاشقههههههههه بستنی بودی.???

    دخترم با لبخند گفت باور کنید اصلا میل ندارم.???

    با اینکه عاشق بستنی بود و من شام هم تهیه نکردم با توجه به خوراکی های شب یلدا دیگه چیزی مصرف نکرد.خودم نیز به همین شکل اصلا سراغ آوردن بستنی و لبو نرفتم.چون واقعا میلی نداشتیم.???

    امسال واقعا برای ما یلدایی متفاوت بود.شاید اگه ساله گذشته بود.شام..و بستنی…و لبو…هندوانه…..و آجیل فراوان ….و کلی خوراکی های دیگه رو به راحتی مصرف میکردیم.???

    واقعا این روش ذهنی بینظیر استاد به ما یاد داد که قدرت ذهن خودمون روبشناسیم و به ذهنه خودمون مسط بشیم.???

    من که اگه کسی پارسال مگفت امسال به این درجه میرسم واز خوردن این همه خوراکی صرف نظر میکنم و برام بی تفاوت میشه اصلا باور نمیکردم.چون من واقعا عاشق خوراکی بودم.???

    ولی الان با یه ذهن و باور درست در مسیر تناسب حرکت میکنم.شاید به آرامی باشه ولی مطمنم به مقصد میرسم???

    یلدای استاد عزیزو تک تک دوستان عزیزم مبارک باشه. وامیدوارم روزهای زمستانیه خوب و عالی پیش رو داشته باشید?????????

    3+
  7. من و شب یلدای 96
    سال هاست که طعم شادی جشن های سنتی را از یاد برده بودم نه شوری ، ‌نه نشاطی و نه هیجانی. دیرگاهی است که طعم لذیذ هندوانه شیرین و انار ترک خورده را در آن شب های به یاد ماندنی به دلم گذاشته بودم. سال هاست که فرزندانم را از جشن ها محروم کرده بودم. چه ظلمی ، چه بی عدالتی ،خدا مرا ببخشد. امسال با شور و نشاط خاصی، پیشنهاد مهمانی شب یلدا را به خانواده ام دادم و آن ها با تعجب که چه بر سر من آمده. دقیقا همین پارسال بود که دخترم با چشمان گریان به من گفت: ما چرا هیچوقت یلدا را جشن نمی گیریم؟ و من حرفی برای گفتن نداشتم.? امسال طلسم را شکستم و خود را از قید بندهایی که برخود تنیده بودم پاره کردم و رها شدم. شب به یاد ماندنی را پشت سر گذراندیم با دنیایی از خاطرات و عشق ها.? سپاس خدایم را که راه نجاتم را به دست استاد خوبی ها مقرر کرد برای ایشان بهترین ها را از خدایم خواستارم???

    3+
  8. (امیدواری)Fatem 2017/12/23 در 23:17 پاسخ

    سلام دوستان امسال منم یلدای متفاوتی رواحساس کردم واقعا عالی بود خوشحالی امسالم خیلی خوب بود با این حال که از صبح تا ساعت ۱۰ شب بیمارستان بودم به خاطر الودگی هوای تهران پسرم حالش بد بود ولی حس سبکی داشتم واین حس رو هر سال نداشتم وهر سال از شب قبلش به فکر خوراکی ها و شام یلدا و لبو اینا بودم همون شبم هی همسرم میگفت که یلدامون خراب شد و چیزی اماده نکردیم ولی من تو نیم ساعت ی خورده خرید کردم و چیدم و عکس گرفیتیم و گذاشتم از همه چیز هم مهمونامون خوردن هم همسرم خیلی خورد ولی من با ی چایی و ی شکلات و ی خورده اجیل انگار دنیارو خورده بودم شامم اماده نکرده بودم به جاش فردا شب کباب ماهی و قیمه بوقلون گذاشتم که اونم خورده نشدخلاصه اینکه من خیلی با کلاس واسه خودم احترام قایل شدم وبه اندازه خوردم واحساس خوشحالی و سبکی و عشق کردم وهمسرم همش میگفت زهرت شد ببخشید که امروز همش بیمارستان بودی خسته ای چیزی نمیخوری منم با لبخند جواب میدادم سیر شدم میل ندارم ولی خیلی خوبه این حس قشنگ ارزش واحترام گذاشتن به خودت واحساس سبک بالی وبزرگی و با کلاسی به ادم دست میده..ی چیز دیگه اینکه همسایه مون منو دیده میگه لاغرشدی ولی صورتت تغییری نکرده خوب موندی ?منم تشکر کردم و شبنم سازی کردم و کلی کیف کردم.راستی من خودم رو کشیدم وزنم ۱۲ کیلو بدون هییییییچ زحمتی کم شده و من این حس خوب و سلامتی وهمه اینهارو مدیون استادعزیزمون هستم واقعا ازتون ممنونم استاد گرامی❤

    3+

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 comments